آغاز همه چی و پایان هیچ . نبض کائنات و جریان زندگی . کتاب حیات عالم درست از همینجا و بدون مقدمه آغاز شد . میلیون ها سال پیش . پاییز که می آید همه چیز شکل خودش را می گیرد . لخت و عریان . درست مثل کودک تازه متولد شده . شب ها بلند می شوند و روشنی روز جایش را به نورهای خیره کننده ی چراغ ها می دهند . پاییز نماد تکامل و تعادل تمام چیزهای عالم است . هوا نه گرم است که از بیرون آمدن متنفر شوی و نه آنقدر سرد که گوشه ی خانه کنار شومینه کز کنی و شیر قهوه و ساقه طلایی ت را نوش کنی . نه چون خودم در پاییز عاشق شده ، نه !! مادربزرگ همیشه می گفت "عشق های پاییزی جاویدان اند " و خوب کسی نمی داند خودش کی و کجا عاشق شده بود که اینگونه از خزان تعریف می کرد . پاییز تهران هم درست مثل تمام شهرهای دیگه است . استامبول ، پراگ ، پاریس یا نیویورک هیچ فرقی با تهران ندارند . شهرها و فصل ها در تمام دنیا یک مدل اند . چیزهایی که آنها رو متمایز می کند ، آدمها و خاطرهایشان هستند . پاییز هم درست مثل سفر ، وسایل مخصوص خودش را می خواهد . می خواهد تا پاییز شهرت را از تمام دنیا جدا کنی و برای خودت متمایزش کنی . بشود همان پاییز رویایی که همه می گویند . پاییز برای من با آهنگ های سبک Gospel معنای می پذیرد . فیش دوتایی هدفون را به گوشی ات میزنی و به هرکدام از فیش ها یک هدفون . یکی برای خودت و دیگری برای اویت . شال و کلاه میکنید و از لانجین دوتا کافه لاته میگیرین و شروع میکنید شهر را قدم زدن . Sam cooke می خواند و هر از گاهی یک جرعه از لاته می نوشید و باز قدم میزنید ، با دست هایتان ادای درامرها را در میاورید و گاهی با بالا پایین رفتن بیت ها ، شانه هایتان را بالا و پایین میکنید . شهر و فصلش اینگونه ثبت می شود و اینگونه است که می شه با افتخار گفت " دنیا یعنی محاسن پاییز "

پ.ن : گفتم شاید دلتان بخواهد یک آهنگ از این سبک گوش کنید . این آهنگ از sam cooke یکی از ده آهنگ برتر دنیا هم هست .

پ.ن : راجب عکس هم باید بگم که اولین جمعه پاییز امسال ، سعدآباد ، تهران