حذف کردن چیزهای خوب زندگی آنقدر هم سخت نیست ، کافیست خاطزات خوبی داشته باشی و شرایط قبل را نه ، کافیست دیگر آن که باید باشد نباشد و کافیست دیگر آنِ گذشته نباشی . تهران همان تهران است اما من دیگر آن من سابق نیستم . دیگر خبری از آلستارهای سرمه ای نیست ، دیگر خبری از دوربین عکاسی نیست ، دیگر پیاده رو ایی برای قدم زدن در سرما نیست و دیگر منی وجود ندارد که این ها را داشته باشد . دلم لک زده برای گذشته ام ، برای خودم ، برای آرزوهاییم . دلم لک زده برای او ، برای خنده هایش ، برای عطر تن ش . همه چیز عین قبل است و فقط من آن من گذشته نیستم و بهای تمام این نداشتن  ها را با جوانی ام دادم ، با آرزوهایم . کاش من ، من دیگری بود