541

درست از جایی شروع میشود که آخرین مشتریان میروند . شب شده و هنوز چند ساعتی تا بستن کافه ی قدیمی وقت هست . پشت میز قدیمی مینشیند و کتلت ش را سفارش میدهد . میز و صندلی هایش مرا یاد کافه نداری می اندازد . سکوت شاید آخرین چیزی باشد که بتوان درون کافه های تهران پیدایش کرد و اینجا کاملا ساکت است . درست از همینجا شروع میشود . دایی ظرف کتلت را رو به رویش قرار میدهد و میرود و تابلوی "بسته است " را پشت شیشه ی ورودی قرار میدهد . آهنگ شروع میشود " وقتی میای صدای پات از همه جاده ها می آید ... انگار نه یه شهر دور که از همه دنیا میاد ... تا وقتی در باز میشه لحظه ی دیدن میرسه ... هرچی که جاده ست رو زمین به سینه ی من میرسه " . دایی پشت پیشخوان خودش را سرگرم میکند . در باز می شود . امیر پشت به در ، در حال خوردن کتلت هایش است . با او همذات پنداری میکنم شدید . عطرش ، صدای پایش و حرم نفس هایش ، همیگی را میشناسد . مگر میشود فراموش کند . اصلا مگر میشود آدم کسی را دوست داشته باشد و وجودش را احساس نکند ؟ . امیر می داند ، می دانم که احساسش میکند . ده سال برای ندیدن که چیزی نیست . ده سال زندگی کردن با کسی دیگر که چیزی نیست . کافیست کسی که دوستش داری ، کسی که با تمام وجود دوستش داری پشت سرت باشد تا تمام این ده سال را در لحظه ای فراموش کنی . امیر هم مثل من غُد است . نمی خواهد نشان دهد که چقدر خوشحال است . " ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم .... اگه تورو داشته باشم به هرچی می خوام میرسم " . عشق زمانی شروع میشود که دیگر نمی توانی توی صورتش نگاه کنی . نازلی روبرویش می نشیند . لعنتی . درکش میکنم . این ظاهرا بی تفاوت بودنش را . این عصبی لقمه جویدنش را . این بی محلی به حرف های نازلی را . همه را می شناسم . حرفش . حرف نازلی را دوست داشتم . آنجا که ذل زد توی چشم عشقش و گفت : " شنیدم با شیرین ازدواج کردی . عشق یعنی حالت خوب باشه ، خوشحالم که حالت خوبه " . چشم هایم را برای لحظه ای می بندم . عشق یعنی حالت خوب باشه . سرم را میچرخانم و از او و دوستش میپرسم : تو اگه بودی کدوم رو انتخاب میکردی ؟ تعهد یا عشق ؟ . هردو تعهد را انتخاب کردند . به پرده ی سینما ذل میزنم . پس چرا من همیشه عشق را انتخاب میکنم ؟ . لعنتی این فیلم زیادی برایم خوب بود . همذات پنداری شدیدی میکردم . باید چند بار دیگر ببینمش .
پ.ن : شما کدام را انتخاب میکنی ؟
پ.ن : انتخاب آهنگ از این بهتر نمیشد باشه . " سوغاتی " از هایده